امروز

اگر دستم رسد بر دار منصور بی پروا. زخون خود اناالحق بر فراز دار بنویسم

امروز

۳ بازديد
تلاش برای زیستنی دوباره ،
امید به لبخندی در پس یک کوچه
مغرور از آنچه به نام مهر بر جای مانده
و اشک آخرین یادگاری که از تو بر جای مانده.
اینجا قصه ،قصه دورنگی ست و تزویر،
اینجا دنیای درد دوقطبیست
اینجا اسارت در حلقه بازگشت سوی اوست،
و من ،باز تنهاتر از دیروز
دست در آغوش باد خواهم داد و به عدم خواهم رفت ،
آنجا که نیست زمانی و مکانی و هیچ تضاد.
با من بیا در مسیر بی برگی همسفر آن نقطه خاموشی باش . . .
 
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در وی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.